![]() |
![]() |
|
| تقدیم به پری نازم ، دختری از جنس محبت ، مهربونی ، آرامش و عشق |
|
می شد از بودن تو
عالمی ترانه ساخت کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهونه ساخت با تو می شد که صدام همه جا رو پر کنه تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط يه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 بهمن 1387 آذر 1386 |
|
RSS
|