![]() |
![]() |
|
| تقدیم به پری نازم ، دختری از جنس محبت ، مهربونی ، آرامش و عشق |
|
شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها ، از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ، سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است ! خنده ای کو که به دل انگیزم ؟ قطره ای کو که به دریا ریزم ؟ صخره ای کو که بدان آویزم ؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من ، لیک ، غمی غمناک است |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط يه عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 بهمن 1387 آذر 1386 |
|
RSS
|